تبليغاتX
تورک اوغلو
 
تورک اوغلو
<-BlogDescription->

تورکون دیلی تک سوگلی ، ایستکلی دیل اولماز                                                   ئوزگه دیله قاتسان ، بو اصیل دیل ، اصیل اولماز


باز امسال ما دلاوران آذر بايجان در سراسر دنيا با حضور در قلعه بابک. با شکوه تر از سالهاي گذشته و با حضور خبر نگاران خارجي وداخلي ثابت خواهيدم کرد که هيچ قدرتي نمي تواند هويت وتاريخ ما را از بين ببرد هر کي مي خواهد باشد


وعده ما ۹و۱۰تيرماه۱۳۸۴ در آذر بايجان شرقي کليبر قلعه بابک

ياشسين تمام بابک وبابک بالالرين استينلر...babak
2 بو سوزلری یازدیم  چهارشنبه سی و یکم فروردین 1384ساهات 23:30   اسلان | 
در سوگ آذربایجان نويسنده:رضا تورانلي
2 بو سوزلری یازدیم  چهارشنبه سی و یکم فروردین 1384ساهات 14:56   اسلان | 
شوراي عالي انقلاب فرهنگي٬ استفاده از زبانهاي غيرفارسي را در نامگذاري شهرها٬ خيابانها٬ اماكن٬ موسسات٬ فروشگاهها و مراكز كار ممنوع كردּ

هاشمسي رفسنجاني٬ علي اكبر ولايتي٬ احمد جنتي٬ تقي مصباح يزدي٬ علي لاريجاني٬ مصطفي معين٬ نصرالله پورجوادي٬ حسن حبيبي در ميان امضاء كنندگان اين آئين نامه اندּ


آئين نامه نامگذاري شهرها، خيابانها ، اماكن و موسسات عمومي مصوب شوراي عالي انقلاب فرهنگي به تاريخ ٦-٩-٧٥ :

به منظور حفظ و تحكيم يكپارچگي سياسي و فرهنگي كشور و حفظ هويت ملي، نام ها بايد فقط به زبان فارسي باشند.

١٩ نفر از ٢٠ عضو شوراي عالي انقلاب فرهنگي كه آيين نامه فوق را تصويب نموده اند داراي مليت فارس با تمايلات افراطي قوميتگرايانه فارسي٬ و يك عضو (ناطق نوري) داراي مليت مازني اما با تمايلات  قوميتگرايانه افراطي فارسي است:

اكبر هاشمي رفسنجاني بهرماني- (مليت: فارس)٬ نصرالله پورجوادي- (مليت: فارس)٬ تقي مصباح يزدي- (مليت: فارس٬) علي اكبر ناطق نوري- (مليت: فارس)؟ مازني؟٬ احمد جنتي- (مليت: فارس)٬ محمد يزدي- (مليت: فارس)٬ علي اكبر ولايتي- (مليت: فارس)٬ علي لاريجاني- (مليت: فارس)٬ حسن ابراهيم حبيبي- (مليت: فارس)٬ مصفطفي معين- (مليت: فارس)٬ محمد رحمتي- (مليت: فارس)٬ شيخ محمدعلي- (مليت: فارس)٬ سيد شهاب الدين صدر- (مليت: فارس)٬ محمود محمدي عراقي- (مليت: فارس)٬ سيد علي اكبر موسوي حسيني- (مليت: فارس)٬ احمد احمدي- (مليت: فارس)ּرضا داوري اردكاني- (مليت: فارس)٬ ايرج فاضل- (مليت: فارس)٬ عبدالله جعفر علي جاسبي- (مليت: فارس)٬علي شريعتمداري- (مليت: فارس)

آئين نامه نامگذاري شهرها، خيابانها ، اماكن و موسسات عمومي مصوب شوراي عالي انقلاب فرهنگي به تاريخ ٦-٩-٧٥ :

شهرهاي جمهوري اسلامي ايران در ظاهر و باطن بايد نمايانگر تاريخ و جغرافياي تمدن و فرهنگ اسلامي و ايراني باشد.
يكي از مصاديق مهم اين امر ، اسامي خيابانها ، اماكن و موسسات عمومي در شهرهاست و اين اسامي در حكم شناسنامه شهرهاو بيانگر ارزش هاي اعتقادي ، تاريخي ، فرهنگي و ملي جامعه است .

ماده اول – ضوابط و معيارهاي نامگذاري
1- نام شخصيتهاي مهم تاريخ صدر اسلام و انقلاب اسلامي و شهداي گرانقدر آن و حوادث مهم تاريخ مبارزات اسلامي مردم ايران در درجه اول و نام شخصيتهاي فرهنگي ، ادبي ، علمي ، سياسي و تاريخي ايران و اسامي راجع به انديشه ، فكر و هنر ونيز مظاهر طبيعت زيباي ايران در مرتبه بعد برگزيده شود.
2- درنامگذاري تناسب اسم و مسمي رعايت شود.
3- اسامي بايد رسا ، كوتاه ، سليس و روان باشد.
4- از اسامي مناسبي كه باعث ايجاد روحيه افتخار ملي وحماسي ، و انبساط و تلطيف اخلاقي و عاطفي مردم و بيانگر غناي فرهنگ و تمدن اسلامي و ايراني باشد استفاده شود.
5- به منظور حفظ و تحكيم يكپارچگي سياسي و فرهنگي كشور و حفظ هويت ملي ، نام ها بايد فقط به زبان فارسي باشند.
6- در نقاط مختلف كشور ضمن توجه به ويژگيهاي منطقه اي از اسامي شهرهاي ديگر هم استفاده شود.
7- به منظور ايجاد پيوندهاي سياسي و فرهنگي با كشورهاي ديگر مي توان در نامگذاري اماكن با پيشنهاد وزارت امور خارجه و تاًييد شوراي فرهنگ عمومي كشور از نام شخصيتهاي سياسي و مردمي خارجي يا اسامي اماكن خارجي استفاده كرد. دراين زمينه اولويت با كشورهاي اسلامي است.
8- در نامگذاري علاوه بر توجه به شخصيت هاي ملي و قهرمانان ، به شخصيت هاي محلي هر منطقه نيز توجه شود.
9- از نام اشخاص خيري كه تاسيسات مهم عام المنفعه (اعم از ديني ، آ,وزشي ، علمي ، فرهنگي ، هنري و تربيتي ) احداث كرده اند مي توان براي نامگذاري اماكن ياد شده استفاده كرد.
10- فروشگاهها، شركتها و مراكز كار و پيشه بايد از گذاشتن اسامي خارجي جداً خودداري كنند: نام ها بايد فقط به زبان فارسي باشد. مگر در مواردي كه به تشخيص شوراي فرهنگ عمومي اين اسامي به منظور ايجاد پيوندهاي فرهنگي ، علمي و سياسي انتخاب شده باشند . شيوه  نامه آن را شوراي فرهنگ عمومي تهيه و ابلاغ خواهد كرد.

ماده دوم – موارد مشمول نامگذاري
1-   آئين نامه نامگذاري شامل اين موارد مي شود:
شهرها، شهركها، بندرها ، رودها ، جزيره ها ، بزرگراهها، خيابانها ، بازارها و كوچه ها، مدارس و مهد كودكها ، موسسات تحقيقاتي و مجامع علمي و فرهنگي ، تالار هاي عمومي، بيمارستانها و مراكز بهداشتي و درماني ، سينماها و مراكز تفريحي و باغها و بوستانها ، ميدان ها و پايانه ها ، فرودگاهها و ايستگاههاي راه آهن و پالايشگاهها ، كارخانه ها ، بانك ها و مراكز ورزشي و باشگاهها ، فروشگاهها ، شركت ها و مراكز كار و پيشه
2- اين آئين نامه درباره اماكن جديد الاحداث است ولي در مورد تغيير اسامي نامناسب موجود لازمست بر طبق شيوه نامه اي كه شوراي فرهنگ عمومي براساس اين آئين نامه تنظيم و ابلاغ مي كند عمل شود.

ماده سوم – مرجع نظارت :
1- نظارت برحسن اجراي ضوابط و معيارهاي شوراي عالي انقلاب فرهنگي در امر نامگذاري اماكن به عهده شوراي فرهنگ عمومي است.
2- اين شوراهمه ساله گزارش بررسي و نظارت و عملكرد خود را به شوراي عالي انقلاب فرهنگي ارائه مي دهد.

ماده چهارم –
اين آئين نامه در 4 ماده و 14 بند درجلسه مورخ 6/9/75 شوراي عالي انقلاب فرهنگي به تصويب رسيد و آئين نامه هاي قبلي لغو مي شود.
  آقایان بوز قولاغ تا این امضائ ها است جدای از ایران عزیز زیاد است بس کنید مونافق ها عبرت بگیرید از جریان خوزستان

2 بو سوزلری یازدیم  چهارشنبه سی و یکم فروردین 1384ساهات 0:5   اسلان | 
پدنبال بک مصاحبه با رادیو آزادی در روز 11 فروردین ماه بمناسبت تغییر نام جزایر دریاچه ارومیه آقای فرزاد صمدلی از کار خود دیروز 14 فروردین اخراج شد.نطق
 
 

 

مركز اطلاع رساني جبهه دمكراتيك مردمي خلق عرب أحواز

طبق اخرين گزارش رسيده از احواز و طي ارتباطي به اطلاع رسيد به اينكه :

مجموعه اى از اسامي شهداي درگيريهاي اخير در احواز در مناطق مختلف منطقة به اين مركز

ابلاغ گرديده كه نام انان را همراه منطقة حادثة و اتفاق ذكر مى گردد : از ملاشية 1 -ناصر خزرجي 2 - ابراهيم قزى 3- علي عبيات 4-ناصر دغاغله از كوت سيد صالح 1- سيد خلف موسوى 2- عبد نواصري 3- صادق نواصرى از حميديه 1- علي سبهاني 13 ساله 2 - هادي سبهاني3- مهدي عبد الحسين سبهاني 4-رضا عبود حسوني 5- مهدي يزدان عبياوي و از ديگر مناطق

مختلف احواز 1- ناصر عبيات 2- مهدي عفراوي 3- موسى شموسي 8ساله 4- مهدي حنون حيدري 5-رضا عبيداوي 6- علم خزرجي 7- ناجي عبيات20 ساله و على محمد فريسات از كوت عبد الله

 

مركز اطلاع رساني جبهه دمكراتيك مردمي خلق عرب أحواز

17/4/2005

درگیری وتظاهرات مردم مبارز خلق عرب احواز ادامه دارد تظاهرکنندگان بدنبال سرکوب وحشی گرایانه نیروهای نیروهای پلیسی رژیم اشغال گر برخی مراکز نظامی و پاسگاهای

حکومت را به آتش کشیدند .

در این عملیات مقر دادگاه حمیدیه نیز به آتش کشیده شد در طول این تظاهرات که تا کنون نیز به شکل پراکنده ادامه دارد تعدادی از فرزندان غیور عرب به شهادت در این میان دو تن از کادرهای جبهه دمکراتیک مردمی خلق عرب نیز به شهادت رسیدند ،تعداد بیشماری زخمی و دستگیر شدنند.    15:00 به وقت اروپا

مرکز اطلاع رسانی جبهه دمکراتیک مردمی خلق عرب أحواز  17/4/2005

 

گزارش وارده از احواز: نيروهاى اشغالگر ايران مستقر در احواز در پى درگيريهاى  مستمردرشهرهاي حميدية خشايار ، دايره، الخفاجيه، ابوحميظه و نقاط مختلف احواز ادمه دارد .

مرکز اطلاع رسانی جبهه دمکراتیک مردمی خلق عرب أحواز 17/4/2005

آخرین خبرسیده  هفت صبح 17/4/2005

به گزارش وارده از احواز نيروهاى اشغالگر ايران مستقر در احواز در پى درگيريهاى  مستمر دو روزه اخير به كشتن و زخمى كردن پیر و جوان و كودك اكتفا نكرده بلكه اقدام به هجوم گسترده اى به بيمارستان جندى سابور واقع در شهر احوازكرده و كليه زخمي شدگان هجوم وحشى نظام را با جراحتهاى وخيم به جاههايی نا معلومی منتقل کردند . همچنِن گزاارش شده كه درگيريها در تمام شهرها و نقاط مختلف احواز ادمه داشته جوانان غيور احوازي توانستند اداره شهردارى واقع دريکی از مناطق قديم شهر احواز بنام ارفيش را بطور كامل آتش زده وساختمان جهاد نصر مصیر احواز ومحمره متعلق به سپاه را تصرف نموده وان را به اتش کشیدند گزارشها حاکسیت  که پادگان  هاشمی مسیر احواز خفاجیه به تصرف نیروهای مردمی طی درگيری با مردم خشمگین به تصرف نیروهای مردم درامد. 17/4/2005

مرکز اطلاع رسانی جبهه دمکراتیک مردمی خلق عرب أحواز 17/4/2005

 

 
 
 

يکشنبه ٢٨ فروردين ١٣٨۴ – ١۷ آوريل ٢٠٠۵
شش نفر کشته شده اند.
کریم عبدیان مشاور سازمان ملل در امور اسکان بومیان در گفتگويی با راديو فردا خبر از کشته شدن شش نفر در جريان درگيرها داده است. وی در اين مصاحبه گفت توانسته است اسم شش نفر کشته شدگان اين حادثه را به دست آورد. او افزود: با اینکه این تظاهرات دیروز در اهواز بود، اما خرمشهر و آبادان و منطقه عرب نشین لشکرآباد و دایره در اهواز تحت کنترل نیروهای انتظامی است. وی به نقل از خبرگزاری آسوشيتدپرس گفت آب و برق و تلفن این مناطق را حکومت قطع کرده ولی این تظاهرات به شهرهای دیگر خوزستان نيز سرایت کرده است.
به گفته ی وی بیشتر آنهائی که زخمی شده اند، بر اثر اصابت گلوله های پر از ساچمه ای بوده است که برای شکار پرنده استفاده می شود و پليس از اين گلوله ها برای متفرق کردن مردم استفاده کرده است. به گفته وی تعداد وسیعی زخمی شده اند و بیمارستانهای اهواز گفته اند حداقل تا سيصد نفر و يا بيشتر را مداوا کرده اند.

 

اهواز تحت کنترل است

معاون سياسی امنيتی استانداری خوزستان از برقراری آرامش كامل در شهر اهواز خبر داد و گفت: همه مناطق تحت كنترل نيروهای امنيتی و انتظامی است.
غلامرضا شريعتی در گفت‌‏وگو با خبرنگار "ايلنا"، در خصوص آخرين تصميمات مسوولين در رابطه با ناآرامي‌‏های شهر اهواز گفت: ما جهت حفظ آرامش شهر و منطقه تلاش مي‌‏كنيم و با همكاري‌‏هايی كه مردم و نيروهای بسيجی داشته‌‏اند، هم اكنون آرامش به شهر بازگشته است.
وی تصريح كرد: شب گذشته تحركات بسيار ضعيفی در شهر اتفاق افتاد اما با تلاش مسوولان از هرگونه اخلال جلوگيری به عمل آمد.
شريعتی با انتقاد از تحريك برخی سايت‌‏های بيگانه و عرب‌‏زبان، گفت: رفتارها و اقدامات برخی از سايت‌‏های عربی و بيگانه مناسب نبود و سعی كردند كه با اين موضوع جهت‌‏دار برخورد كنند.
وی افزود: اقدام برخی شبكه‌‏های جهانی عرب‌‏زبان در جهت تفرقه‌‏افكنی ميان مردم و بسيار ناصحيح بود.
شريعتي، انتشار چنين نامه‌‏های جعلی را در جهت ايجاد ياس و نااميدی در ميان مردم و گسترش فاصله بين مردم و مسوولين ارزيابی كرد.
همزمان، دادستان اهواز از تشكيل پرونده برای دستگير شدگان وقايع اخير اين شهر، خبر داد.
اميرخانی به خبرنگار حقوقی خبرگزاری دانشجويان ايران (ايسنا)، گفت: كار تشكيل پرونده برای بيش از صدنفر نفری كه به واسطه‌ی حوادث اخير اهواز دستگير شده‌اند، از صبح امروز با هدف مشخص شدن عاملان اين قضيه آغاز شد.
وی هم‌چنين عنوان كرد: پرونده‌ی دستگير شدگان حوادث اخير اهواز بعد از تشكيل، برای بررسی و تحقيقات در اختيار بازپرس و دادستان قرار مي‌گيرد.

در همين حال، مجمع نمايندگان استان خوزستان در مجلس هفتم نسبت به رسيدگی و اعلام موضع صريح درباره نامه منتشر شده در استان خوزستان به رييس جمهوری تذكر دادند.
جمعی از نمايندگان استان خوزستان در تذكرات متعدد و مكتوب كه توسط غلامعلی حداد عادل قرائت شد، خواستار برخورد و اعلام موضع صريح رييس جمهوری شدند.
حداد عادل در پاسخ به تذكر نمايندگان گفت: اين نامه جعلی است كه تكذيب شده و آن را بايد مصداق يك توطئه دانست، رييس جمهوری نيز دستور رسيدگی به اين موضوع را صادر كرده اند.
اين گزارش می افزايد: هفته گذشته نامه ای در استان خوزستان منتشر شد كه در اين نامه از رييس جمهوری بعنوان رييس شورای عالی امنيت ملی خواسته شده بود تركيب قوميت ها در استانهای مرزی به گونه ای تغيير كند كه عرب ها در اقليت قرار گيرند، اين نامه واكنش بسياری از شهروندان خوزستانی و مسوولان را به دنبال داشته است.
اين نامه با امضای محمدعلی ابطحي، مشاور رييس جمهوری در اين استان منتشر شده بود كه ابطحی بلافاصله آن را تكذيب كرد.
در همين رابطه زنگنه و مولاهويزه در تذكری به وزير كشور خواستار برخورد صريح و قاطع بر هم زنندگان نظم عمومی و شناسايی عوامل سهل انگار در وقوع آن حوادث شدند.
اين نمايندگان همچنين در تذكری به وزير امور خارجه خواستار اخراج خبرنگاران شبكه خبرپراكنی الجزيره كه به اين موضوع در استان خوزستان دامن زده‌‏اند، شدند.

 

 

 

 اكبر اعلمي در مجلس

 

     
 
بوش قصد دارد ايران را بمباران کند.اسکات ريتر

*هدف اصلی فشارآمريکابرشورای امنيت، تحريم وسيع،دردناک و طولانی ايران است.
*اسرائيل ازاکتبر2003 برنامه حمله پيشگيرانه به تاسيسات مهم هسته ای
ايران راداشت.
*ممکن است آمريکاهرگزقصد آن رانداشته باشد که به تحريم اقتصادی شانسی بدهد.

 


در باره نويسنده:اسکات ريتر رئيس سابق بازرسان سازمان ملل در عراق است. او در يک خانواده نظامی آمريکا به دنيا آمد، بعداز دانشکاه به ارتش پيوست و در سال های 80 افسر اطلاعاتی نظامی بود. در حمله اول آمريکابه عراق زير فرمان ژنرال شوارتسکف خدمت می کرد. در هيات بازرسی سازمان ملل، ريتر خواهان سخت گيری بر صدام بود و صدام او را به عنوان جاسوس آمريکا از عراق اخراج کرد. اسکات ريتر بعدا از هيات بازرسی به دليل انتشار اخبار دروغ در مورد وجود سلاح های کشتار جمعی در عراق استعفا داد و به عنوان بازرس تاکيد کرد که سلاح کشتار جمعی در عراق وجود ندارد.ريتر با تدارک جنگ بر پايه اخبار دروغ مخالفت کرد و در مصاحبه هايی که در سراسر جهان انعکاس يافت عواقب چنين جنگی را برای عراق، آمريکا و منظقه فاجعه بار خواند. سوابق و روابط اسکات ريتر به برخی از اطلاعاتی که در مقالاتش ميدهد، صرفنظر از تفسيرهای شخصی اش، اهميت می دهد.

حرکت کورکورانه به سوی ايجاد فاجعه در ايران

http://www.roshangari.net

سال گذشته، بعد ازانتخابات رياست جمهوری آمريکا، شخصی که به دولت بوش نزديک است در رابطه با اوضاع عراق با من تماس گرفت.

اين منبع گفت در دورن دولت بوش نگرانی فزاينده ای وجود دارد که اشغال عراق در کدام جهت سير خواهد کرد. او گفت دولت بوش به شدت مايل است تا قبل از ژوئن 2005 در عراق به يک نوع ثبات ظاهری دست يابد.

وقتی پرسيدم چرا اين تاريخ، اين منبع خبری به من داد که مثل يک بمب انفجاری است: برای اين که اين زمانی است که به پنتاگون دستور داده شده برای يک حمله گسترده هوايی به ايران، همسايه شرقی عراق، جهت از بين بردن برنامه هسته ای آن، آماده شود.

پرسيدم چرا ژوئن 2005. ,اسرائيلی ها نگرانند اگر ايرانی ها برنامه غنی کردن شان را پيش ببرند، آن وقت ديگر هيچ راهی برای جلوگيری از دسترسی آن ها به سلاح هسته ای وجود نخواهد داشت. آن ها ژوئن 2005 را تاريخ تعيين کننده می دانند.,

برای اين که روشن کرده باشم, برخلاف آن چه وسيعا گزارش شده, منبع نگفت پرزيدنت بوش برنامه بمباران ايران در ژوئن 2005 را تصويب کرده است. پرزيدنت بوش طرحی را تاييد کرده که بر اساس آن پنتاگون بايد در ژوئن 2005 آمادگی نظامی برای چنين حمله ای را در صورتی که بوش دستور بدهد، داشته باشد.

ولی وزير امور خارجه کوندوليزا رايس در فوريه 2005 در واکنش به گزارش های رسانه ها در باره احتمال حمله آمريکا به ايران در ژوئن 2005 به متحدان اروپايی اش گفت: "اين مساله [ حمله نظامی] در لحظه حاضر در دستور نيست" ما ابزار ديپلوماتيک برای اين کار داريم."

در پی آن خود پرزيدنت بوش در انطباق با حرف های رايس گفت: "اين نظر که ايالات متحده دارد برای حمله به ايران آماده می شود، مضحک است" و به سرعت اضافه کرد: "منظور از اين حرف اين است که همه راه ها مورد توجه قرار می گيرد."

هميشه يک " پيچ" اعلام نشده وجود دارد: چه خواهد شد اگر ايالات متحده از ابتکارهای ديپلوماتيک اروپايی ها به طور جدی حمايت نکند، و هيچ علاقه ای به بازرسی های آژانس نداشته باشد، کوتاه سخن اين که رئيس جمهور و وزير امور خارجه هم زمان هم راست می گفتند هم دروغ.

حقيقت اين است که هيچ حمله نظامی در دستور نيست، يعنی تا ژوئن 2005. عجيب است که هيچکس در رسانه های آمريکا تمايلی به اين نشان نداد که در باره تاريخ ژوئن 2005 يا بهتر گفته شود در باره طرحی که پرزيدنت بوش در اکتبر 2004 مورد تاييد قرار داده و بر اساس آن برنامه حمله نظامی به ايران در ژوئن 2005 تنظيم شده است، پرزيدنت بوش و وزير خارجه اش را به سوال بکشد.

رسانه های آمريکا اکنون دارند درست با همان روش ناسالم و غير اصولی که در دوره مشابه طی کردند و راه جنگ کنونی با عراق را گشودند، کورکورانه به طرف جنگ آمريکا با ايران پيش می روند.

در ظاهر هيچ چيز غير عادی در اين وجود ندارد که رئيس جمهور آمريکا به پنتاگون دستور بدهد برای حمله به ايران در ژوئن 2005 آماده شود. اين که ايران هميشه هدف ايدئولوگ های دولت بوش بوده است يک راز نيست: خود رئيس جمهور، ايران را در سال 2002 يکی از "محور های شر" خواند، و گفت اگر دولت کنونی ايران به زباله دان تاريخ ريخته شود، جهان جای بهتری خواهد بود.

دولت بوش هم چنين نگرانی خود را در باره برنامه اتمی ايران ابراز کرده است - نگرانی که اسرائيل و اتحاديه اروپا هم در آن شريک اند، هر چند به درجات مختلف.

در سپتامبر 2004 ايران درخواست آژانس بين المللی هسته ای را برای بستن تاسيسات توليد سوخت هسته ای خود - که بسياری در ايالات متحده و اسرائيل بر اين باورند به برنامه های مخفی توليد سلاح های هسته ای وصل است - رد کرد.

ايران بعد از آن موشک های بالستيک با برد کافی برای زدن اسرائيل و تاسيسات نظامی آمريکا در عراق و تمام خاورميانه را آزمايش کرد.

واکنش ايران به وارسی مجدد سياست ها، هم در اسرائيل و هم در ايالات متحده دامن زد. سياست اسرائيل بخشا در واکنش به اقدامات ايران اتخاذ گرديد، و بخشا بر اساس ارزيابی سازمان ها ی اطلاعاتی خود اسرائيل در اوت سال 2004 در رابطه با برنامه هسته ای ايران.
بر اساس اين ارزيابی ايران: "در کمتر از يک سال برنامه غنی سازی خود را تکميل خواهد کرد." اين ارزيابی می گويد اگر به ايران اجازه داده شود به اين مرحله برسد، آنوقت به نقطه ای بازگشت ناپذير برای توليد سلاح اتمی رسيده است. تاريخی که برای اين "نقطه برگشت ناپذير" تعيين شده بود عبارت بود از:ژوئن 2005 .

وزير دفاع اسرائيل، شائول موفاز اعلام کرد:"اسرائيل تحت هيچ شرايطی اجازه نخواهد داد ايران به سلاح های هسته ای مجهز شود."

اسرائيل از اکتبر 2003 برنامه حمله پيشگيرانه به تاسيسات مهم هسته ای ايران، از جمله تاسيسات راکتور هسته ای بوشهر را ,که قرار بود در سال2005 فعال شود, در دست داشت. اين برنامه دايما به روز می شد و اين ازنظر کاخ سفيد بوش دور نبود. سياست اسرائيل نسبت به ايران در رابطه با برنامه هسته ای هميشه راهنمای عمل آمريکا بوده است.

يک مقام ارشد اسرائيلی گفته است:,راه متوقف کردن ايران توسط رهبران آمريکا اتخاذ می شود، و کشورهای اروپايی از آن حمايت می کنند، و مساله را به سازمان ملل می برند و کانال های ديپلماتيک و تحريم را به مثابه ابزاری برای يک سيستم بازرسی بسيار دقيق و شفافيت کامل مورد استفاده قرار می دهند.,

به نظر می رسد وقتی پای سياست در برابر ايران در ميان باشد، تل آويو و واشينگتن دی سی با هم فاصله زيادی ندارند، به جز اين که هميشه يک ,پيچ, اعلام نشده وجود دارد: چه خواهدشد اگر ايالات متحده تماما از ابتکارهای ديپلوماتيک اروپايی ها حمايت نکند، هيچ علاقه ای به بازرسی های آژانس نداشته باشد، و تحريم سازمان ملل را وسيله ای دايمی برای مهار رژيم تا وقتی بداند که رژيم تهران تغيير کند، نه به عنوان وسيله ای برای مجبور کردن ايران به همکاری و پايان دادن به برنامه هسته اي؟

واقعيت اين است که عليرغم اظهارات گرم پرزيدنت بوش و رايس، آمريکا از ديپلماسی اتحاديه اروپا در رابطه با ايران کاملا استقبال نکرده و آن را "محکوم به شکست" می داند.

آژانس هسته ای بعد از بازرسی هاى گسترده از تاسيسات هسته ای ايران در نوامبر 2004، يک گزارش رسمی ارائه داد که می گويد شواهدی مبنی بر اين که ايران برنامه هسته ای دارد به دست نيامده است. واکنش دولت بوش اين بود که تلاش کند محمد البرادعی رئيس بازرسان آژانس را برکنار کند.

و هدف اصلی فشار آمريکا بر شورای امنيت، تحريم وسيع، دردناک و طولانی ايران است.

جای تعجب است که تاريخی که دولت بوش برای آن تعيين کرده است که از سازمان ملل بخواهد ايران را تحت تحريم قراردهد نيز همان ژوئن 2005 است. بر اساس اسناد مربوط به موضع آمريکا که در پايان ماه گذشته در وين پخش شد، ايالات متحده به مذاکرات اتحاديه اروپا با ايران برای پايان دادن به مشکل ايران، تا ژوئن 2005 فرصت خواهد داد.
در اين اسناد گفته می شود: "نهايتا قطع کامل و پايان بخشيدن به فعاليت های ايران برای توليد مواد سوخت هسته ای می تواند ما را مطمئن کند که ايران جاه طلبی های خود برای داشتن سلاح هسته ای را رها کرده است."

ايران اين نوع تفکر دولت بوش را "خيال بافی" خوانده است.

رسانه های آمريکا امروز کورکورانه به طرف جنگ آمريکا باايران می روند، با شروع از تحريم اقتصادی و حملات نظامی. اين دو يک چيز نيستند. البته مگر اين که معمار سياست آمريکا نسبت به ايران هرگز قصد آن را نداشته باشد که به تحريم اقتصادی شانسی بدهد.

جان بولتون که مشاور سابق وزير خارجه برای کنترل تسليحاتی و امنيت بين المللی در دولت بوش بود، کسی است که متن طرح مربوط به سياست آمريکا نسبت به ايران را نوشته است. بولتون در فوريه 2004 با گفتن اين که ايران "يک برنامه سری توليد سلاح های هسته ای" دارد - که آژانس از آن اطلاعی نداشت - کليد شروع کار را زد. او بدون اين که منبعی برای تاييد اظهاراتش بدهد گفت :"هيچ ترديدی وجود ندارد که ايران يک برنامه سری توليد سلاح های هسته ای دارد,"

اين همان جان بولتنی است که در گذشته کوبا را متهم کرده بود که سلاح های بيولوژيک دارد، ادعايی که حتی تندروهای دولت بوش مجبور شدند از آن فاصله بگيرند. جان بولتون همان مقام دولت بوش است که اعلام کرد مذاکرات اتحاديه اروپا با ايران "محکوم به شکست" است. او همان مقام دولت بوش است که اتهامات برای برکناری البرادعی از رياست آژانس را هدايت کرد.

و او همان کسی است که طرح استراتژی ايالات متحده برای کشاندن شورای امنيت به تحريم اقتصادی ايران را نوشته، و از پنتاگون درخواست کرده که برای حمله نظامی "بسيار قوی" عليه ايران، در صورتی که سازمان ملل با تحريم ايران توافق نکند، آماده شود.

بولتن بهتر از هرکس می داند شانس ايالات متحده برای اين که بتواند از طريق شورای امنيت ايران را مورد تحريم اقتصادی قرار دهد چقدر کم است. مانع اصلی روسيه است، که عضو دايمی شورای امنيت است و نه تنها حق وتو دارد، بلکه هم چنين حامی و تامين کننده اصلی برنامه قدرت هسته ای ايران است.

از اکتبر 2003 که اسرائيل برنامه حمله پيشگيرانه به ايران را داشت، جان بولتن سياست منزوی کردن روسيه را پيش برد. بولتون يکی از شخصيت های کليدی بود که به مذاکرات برای تصويب قرار داد کاهش تسليحات که بين جرج بوش و ولاديمير پوتين در ماه مه 2002 امضا شد کمک کرد.

اين قرارداد برای آن طراحی شده بود که طی يک دوره ده ساله تسليحات هسته ای آمريکا و روسيه به ميزان دو سوم کاهش يابد. ولی بعد معلوم شد - و روسيه با نارضايی فوق العاده آن را دريافت، که قرار داد به کمک يک مفر قانونی که جان بولتون در آن تعبيه کرده بود غير قابل اجراست.

جان بولتن ميداند روسيه با تحريم ايران توسط سازمان ملل موافقت نخواهد کرد، و اين امر برنامه ريزی نظامی توسط پنتاگون را قطعی ميکند. نام گذاری جان بولتن به عنوان سفير آمريکا در سازمان ملل همان قدر عجيب است که نگران کننده. اين مردی است که به پانل بحثی که در 1994 توسط World Federalist Association برگزار شده بود گفت:"چيزی به نام سازمان ملل وجود ندارد."

بولتون در يک مقاله در ويکلی استاندارد در 1999 نوشت، تبعيت از خواست شورای امنيت برای ايالات متحده به اين معناست که از استفاده از زور برای پيشرفت منافع ملی خود در آينده صرفنظر کند.

ولی جان بولتون تعهد به قراردادهايی مثل منشور سازمان ملل را که آمريکا مجبور به امضای آن شد، وقتی مانعی بر سر راه آمريکا باشد جايز نمی داند. او در وال استريت جورنال در 17 نوامبر 1997 نوشت، "قراردادها فقط در داخل آمريکا قانون هستند. در حوزه بين المللی آن ها فقط تعهد سياسی به همراه می آورند."

جان بولتون معتقد است ايران را بايد با تحريم سازمان ملل منزوی کرد و اگر ايران برنامه هسته ای اش را کنار نگذارد بايد با تهديد نظامی روبرو شود.

و همانطور که دولت بوش در گذشته نشان داده است بويژه در مورد عراق، اين تهديد بايد واقعی و جدی باشد، و اين تهديد بايد با اراده مصمم برای به اجرا گذاشتن آن تقويت شود.

و فشار دولت بوش برای تحريم سازمان ملل با اين هدف صورت می گيرد که اين تحريم گسترده، دردناک و دراز مدت باشد. جان بولتون و بقيه در دولت بوش می گويند عليرغم عدم وجود شواهد، نيت ايران برای دست يابی به سلاح هسته ای مسلم است.
در واکنش به اين، محمد البرادعی بر اين نکته تاکيد کرد هفت تيری که از لوله آن دود بر می خيزد "smoking gun" وجود ندارد که ثابت کند ايران برنامه سلاح های هسته ای دارد. او گفت :"ما خدا نيستيم و نمی توانيم از نيات با خبر باشيم."

ولی با توجه به تاريخ، سوابق و شخصيت ها نيت ايالات متحده مثل بلور شفاف است. دولت بوش قصد دارد ايران را بمباران کند.
به واقع تنها سوالی که باقی مانده است و بايد به آن جواب داد اين که آيا اين حمله در ژوئن 2005، يعنی وقتی که به پنتاگون دستور داده شده آماده باشد، صورت خواهد گرفت يا در تاريخ ديرتری که همه تدارکات ديگر صورت گرفته باشد.

سوال فوق، و اين سوال که آيا روزنامه نگارانی که در رسانه های جريان اصلی در آمريکا کار می کنند، به حرکت کورکورانه خود برای تسهيل يک فاجعه ديگر در خاورميانه ادامه خواهند داد؟
برگردان: زهره سحرخيز، روشنگري
 

 

Sleepwalking to disaster in Iran
by Scott Ritter
Wednesday 30 March 2005 12:15 AM GMT

 

 

Late last year, in the aftermath of the 2004 Presidential election, I was contacted by someone close to the Bush administration about the situation in Iraq.

There was a growing concern inside the Bush administration, this source said, about the direction the occupation was
going. 

The Bush administration was keen on achieving some semblance of stability in Iraq before June 2005, I was told. 

When I asked why that date, the source dropped the bombshell: because that was when the Pentagon was told to be prepared to launch a massive aerial attack against Iran, Iraq's neighbour to the east, in order to destroy the
Iranian nuclear programme.      

Why June 2005?, I asked. "The Israelis are concerned that if the Iranians get their nuclear enrichment programme up
and running, then there will be no way to stop the Iranians from getting a nuclear weapon. June 2005 is seen as the decisive date."

To be clear, the source did not say that President Bush had approved plans to bomb Iran in June 2005, as has been widely reported. 

The president had reviewed plans being prepared by the Pentagon to have the military capability in place by June 2005 for such an attack, if the president ordered. 

But when Secretary of State Condi Rice told America's European allies in February 2005, in response to press reports
about a pending June 2005 American attack against Iran, she said that "the question [of a military strike] is simply not on the agenda at this point - we have diplomatic means to do this".

President Bush himself followed up on Rice's statement by stating that "this notion that the United States is getting ready to attack Iran is simply ridiculous". He quickly added: "Having said that, all options are on the table."

 

There  is always the unspoken 'twist': what if the United States does not fully support European diplomatic initiatives, has no interest in letting IAEA inspections work...
 

In short, both the president and the secretary of state were being honest, and disingenuous, at the same time. 

Truth to be told, there is no American military strike on the agenda; that is, until June 2005. 

It was curious that no one in the American media took it upon themselves to confront the president or his secretary of state about the June 2005 date, or for that matter the October 2004 review by the president of military plans to attack Iran in June 2005. 

The American media today is sleepwalking towards an American war with Iran with all of the incompetence and lack of integrity that it displayed during a similar path trodden during the buildup to our current war with Iraq.

On the surface, there is nothing extraordinary about the news that the president of the United States would order the Pentagon to be prepared to launch military strikes on Iran in June 2005.  

That Iran has been a target of the Bush administration's ideologues is no secret: the president himself placed Iran in the "axis of evil" back in 2002, and has said that the world would be a better place with the current Iranian
government relegated to the trash bin of history. 

The Bush administration has also expressed its concern about Iran's nuclear programmes - concerns shared by Israel and the European Union, although to different degrees. 

In September 2004, Iran rejected the International Atomic Energy Agency's call for closing down its nuclear fuel production programme (which many in the United States and Israel believe to be linked to a covert nuclear weapons programme). 

Iran then test fired a ballistic missile with sufficient range to hit targets in Israel as well as US military installations in Iraq and throughout the Middle East. 

The Iranian response triggered a serious re-examination of policy by both Israel and the United States.

The Israeli policy review was driven in part by the Iranian actions, and in part by Israel's own intelligence assessment regarding the Iranian nuclear programme, made in August 2004. 

This assessment held that Iran was "less than a year" away from completing its uranium enrichment programme. If Iran was allowed to reach this benchmark, the assessment went on to say, then it had reached the "point of no return" for a nuclear weapons programme. The date set for this "point of no return" was June 2005. 

Israel's Defence Minister, Shaul Mofaz, declared that "under
no circumstances would Israel be able to tolerate nuclear weapons in Iranian possession". 

Since October 2003 Israel had a plan in place for a pre-emptive strike against Iran's major nuclear facilities, including the nuclear reactor facility in Busher (scheduled to become active in 2005). 

These plans were constantly being updated, something that did not escape the attention of the Bush White House.

The Israeli policy toward Iran, when it comes to stopping the Iranian nuclear programme, has always been for the US to lead the way. 

"The way to stop Iran", a senior Israeli official has said, "is by the leadership of the US, supported by European countries and taking this issue to the UN, and using the diplomatic channel with sanctions as a tool and a very deep inspection regime and full transparency".

It seems that Tel Aviv and Washington, DC aren't too far removed on their Iranian policy objectives, except that there  is always the unspoken "twist": what if the United States does not fully support European diplomatic initiatives, has no interest in letting IAEA inspections work, and envisions UN sanctions as a permanent means of containment until regime change is accomplished in Tehran, as opposed to a tool designed to compel Iran to cooperate on eliminating its nuclear programme? 

Because the fact is, despite recent warm remarks by President Bush and Condi Rice, the US does not fully embrace the EU's Iran diplomacy, viewing it as a programme "doomed to fail". 

The IAEA has come out with an official report, after
extensive inspections of declared Iranian nuclear facilities in November 2004, that says there is no evidence of an Iranian nuclear weapons programme; the Bush administration responded by trying to oust the IAEA's lead inspector, Muhammad al-Baradai. 

And the Bush administration's push for UN sanctions shows every intention of making such sanctions deep, painful and long-lasting.
 

Curiously, the date for the Bush administration's move to call for UN sanctions against Iran is June 2005. 

According to a US position paper circulated in Vienna at the end of last month, the US will give the EU-Iran discussions until June 2005 to resolve the Iranian standoff.

"Ultimately only the full cessation and dismantling of Iran's fissile material production efforts can give us any confidence that Iran has abandoned its nuclear weapons ambitions," the US draft position paper said. 

Iran has called such thinking "hallucinations" on the part of the
Bush administration. 

The American media today is sleepwalking towards an American war with Iran
 

Economic sanctions and military attacks are not one and the same. Unless, of course, the architect of America's Iran policy never intends to give sanctions a chance.  

Enter John Bolton, who, as the former US undersecretary of state for arms control and international security for the Bush administration, is responsible for drafting the current US policy towards Iran. 

In February 2004, Bolton threw down the gauntlet by stating that Iran had a "secret nuclear weapons programme" that was
unknown to the IAEA. "There is no doubt that Iran has a secret nuclear weapons production programme," Bolton said, without providing any source to back up his assertions. 

This is the same John Bolton who had in the past accused Cuba of having an offensive biological weapons programme, a
claim even Bush administration hardliners had to distance themselves from.

John Bolton is the Bush official who declared the European Union's engagement with Iran "doomed to fail". He is the Bush administration official who led the charge to remove al-Baradai from the IAEA.

And he is the one who, in drafting the US strategy to get the UN Security Council to impose economic sanctions against Iran, asked the Pentagon to be prepared to launch "robust" military attacks against Iran should the UN fail to agree on sanctions. 

Bolton understands better than most the slim chances any US-brokered sanctions regime against Iran has in getting through the Security Council. 

The main obstacle is Russia, a permanent member of the Security Council who not only possesses a veto, but also is Iran's main supporter (and supplier) when it comes to its nuclear power programme. 

 

Since October 2003 Israel had a plan in place for a pre-emptive strike against Iran's major nuclear facilities
 

Bolton has made a career out of alienating the Russians. He was one of the key figures who helped negotiate a May 2002 arms reduction treaty signed by Presidents George Bush and Vladimir Putin in Moscow. 

This treaty was designed to reduce the nuclear arsenals of both America and Russia by two-thirds over a 10 year period. 

But that treaty - to Russia's immense displeasure - now appears to have been made mute thanks to a Bolton-inspired legal loophole that the Bush administration had built into the treaty language. 

Bolton knows Russia will not go along with UN sanctions against Iran, which makes the military planning being conducted by the Pentagon all the more relevant.

Bolton's nomination as the next US Ambassador to the United Nations is as curious as it is worrying. This is the man who, before a panel discussion sponsored by the World Federalist Association in 1994, said: "There is no such thing as the United Nations."

For the United States to submit to the will of the Security Council, Bolton wrote in a 1999 Weekly Standard article, would mean that "its discretion in using force to advance its national interests is likely to be inhibited in the future."

But Bolton doesn't let treaty obligations, such as those
incurred by the United States when it signed and ratified the UN Charter, get in the way. "Treaties are law only for US domestic purposes", he wrote in a 17 November 1997 Wall Street Journal Op Ed. "In their international operation, treaties are simply political obligations."

Bolton believes that Iran should be isolated by United Nations sanctions and, if Iran will not back down from its nuclear programme, confronted with the threat of military action. 

And as the Bush administration has noted in the past, particularly in the case of Iraq, such threat must be real and meaningful, and backed by the will and determination to use it. 

 

And the Bush administration's push for UN sanctions shows every intention of making such sanctions deep, painful and long-lasting.
 

Bolton and others in the Bush administration contend that, despite the lack of proof, Iran's nuclear intentions are obvious. 

In response, the IAEA's al-Baradai has pointed out the lack of a "smoking gun" which would prove Iran's involvement in a nuclear weapons programme. "We are not God," he said. "We cannot read intentions."

But, based upon history, precedent, and personalities, the intent of the United States regarding Iran is crystal clear: the Bush administration intends to bomb Iran. 

Whether this attack takes place in June 2005, when the Pentagon has been instructed to be ready, or at a later date, once all other preparations have been made, is really the only question that remains to be answered. 

That, and whether the journalists who populate the mainstream American media will continue to sleepwalk on their way to facilitating yet another disaster in the Middle East.
 

Scott Ritter is the former UN Chief Weapons Inspector in Iraq, 1991-1998 and author of Iraq Confidential: The Untold Story of America's Intelligence Conspiracy, published by IB.

The opinions expressed here are the author's and do not necessarily reflect the editorial position or have the endorsement of Aljazeera.

 

Aljazeera
By Scott Ritter

 

 

 

 

 

www.durna.info       eldeniz@yahoo.com

 

2 بو سوزلری یازدیم  سه شنبه سی ام فروردین 1384ساهات 12:10   اسلان | 
پدنبال بک مصاحبه با رادیو آزادی در روز 11 فروردین ماه بمناسبت تغییر نام جزایر دریاچه ارومیه آقای فرزاد صمدلی از کار خود دیروز 14 فروردین اخراج شد.نطق
 
 

 

مركز اطلاع رساني جبهه دمكراتيك مردمي خلق عرب أحواز

طبق اخرين گزارش رسيده از احواز و طي ارتباطي به اطلاع رسيد به اينكه :

مجموعه اى از اسامي شهداي درگيريهاي اخير در احواز در مناطق مختلف منطقة به اين مركز

ابلاغ گرديده كه نام انان را همراه منطقة حادثة و اتفاق ذكر مى گردد : از ملاشية 1 -ناصر خزرجي 2 - ابراهيم قزى 3- علي عبيات 4-ناصر دغاغله از كوت سيد صالح 1- سيد خلف موسوى 2- عبد نواصري 3- صادق نواصرى از حميديه 1- علي سبهاني 13 ساله 2 - هادي سبهاني3- مهدي عبد الحسين سبهاني 4-رضا عبود حسوني 5- مهدي يزدان عبياوي و از ديگر مناطق

مختلف احواز 1- ناصر عبيات 2- مهدي عفراوي 3- موسى شموسي 8ساله 4- مهدي حنون حيدري 5-رضا عبيداوي 6- علم خزرجي 7- ناجي عبيات20 ساله و على محمد فريسات از كوت عبد الله

 

مركز اطلاع رساني جبهه دمكراتيك مردمي خلق عرب أحواز

17/4/2005

درگیری وتظاهرات مردم مبارز خلق عرب احواز ادامه دارد تظاهرکنندگان بدنبال سرکوب وحشی گرایانه نیروهای نیروهای پلیسی رژیم اشغال گر برخی مراکز نظامی و پاسگاهای

حکومت را به آتش کشیدند .

در این عملیات مقر دادگاه حمیدیه نیز به آتش کشیده شد در طول این تظاهرات که تا کنون نیز به شکل پراکنده ادامه دارد تعدادی از فرزندان غیور عرب به شهادت در این میان دو تن از کادرهای جبهه دمکراتیک مردمی خلق عرب نیز به شهادت رسیدند ،تعداد بیشماری زخمی و دستگیر شدنند.    15:00 به وقت اروپا

مرکز اطلاع رسانی جبهه دمکراتیک مردمی خلق عرب أحواز  17/4/2005

 

گزارش وارده از احواز: نيروهاى اشغالگر ايران مستقر در احواز در پى درگيريهاى  مستمردرشهرهاي حميدية خشايار ، دايره، الخفاجيه، ابوحميظه و نقاط مختلف احواز ادمه دارد .

مرکز اطلاع رسانی جبهه دمکراتیک مردمی خلق عرب أحواز 17/4/2005

آخرین خبرسیده  هفت صبح 17/4/2005

به گزارش وارده از احواز نيروهاى اشغالگر ايران مستقر در احواز در پى درگيريهاى  مستمر دو روزه اخير به كشتن و زخمى كردن پیر و جوان و كودك اكتفا نكرده بلكه اقدام به هجوم گسترده اى به بيمارستان جندى سابور واقع در شهر احوازكرده و كليه زخمي شدگان هجوم وحشى نظام را با جراحتهاى وخيم به جاههايی نا معلومی منتقل کردند . همچنِن گزاارش شده كه درگيريها در تمام شهرها و نقاط مختلف احواز ادمه داشته جوانان غيور احوازي توانستند اداره شهردارى واقع دريکی از مناطق قديم شهر احواز بنام ارفيش را بطور كامل آتش زده وساختمان جهاد نصر مصیر احواز ومحمره متعلق به سپاه را تصرف نموده وان را به اتش کشیدند گزارشها حاکسیت  که پادگان  هاشمی مسیر احواز خفاجیه به تصرف نیروهای مردمی طی درگيری با مردم خشمگین به تصرف نیروهای مردم درامد. 17/4/2005

مرکز اطلاع رسانی جبهه دمکراتیک مردمی خلق عرب أحواز 17/4/2005

 

 
 
 

يکشنبه ٢٨ فروردين ١٣٨۴ – ١۷ آوريل ٢٠٠۵
شش نفر کشته شده اند.
کریم عبدیان مشاور سازمان ملل در امور اسکان بومیان در گفتگويی با راديو فردا خبر از کشته شدن شش نفر در جريان درگيرها داده است. وی در اين مصاحبه گفت توانسته است اسم شش نفر کشته شدگان اين حادثه را به دست آورد. او افزود: با اینکه این تظاهرات دیروز در اهواز بود، اما خرمشهر و آبادان و منطقه عرب نشین لشکرآباد و دایره در اهواز تحت کنترل نیروهای انتظامی است. وی به نقل از خبرگزاری آسوشيتدپرس گفت آب و برق و تلفن این مناطق را حکومت قطع کرده ولی این تظاهرات به شهرهای دیگر خوزستان نيز سرایت کرده است.
به گفته ی وی بیشتر آنهائی که زخمی شده اند، بر اثر اصابت گلوله های پر از ساچمه ای بوده است که برای شکار پرنده استفاده می شود و پليس از اين گلوله ها برای متفرق کردن مردم استفاده کرده است. به گفته وی تعداد وسیعی زخمی شده اند و بیمارستانهای اهواز گفته اند حداقل تا سيصد نفر و يا بيشتر را مداوا کرده اند.

 

اهواز تحت کنترل است

معاون سياسی امنيتی استانداری خوزستان از برقراری آرامش كامل در شهر اهواز خبر داد و گفت: همه مناطق تحت كنترل نيروهای امنيتی و انتظامی است.
غلامرضا شريعتی در گفت‌‏وگو با خبرنگار "ايلنا"، در خصوص آخرين تصميمات مسوولين در رابطه با ناآرامي‌‏های شهر اهواز گفت: ما جهت حفظ آرامش شهر و منطقه تلاش مي‌‏كنيم و با همكاري‌‏هايی كه مردم و نيروهای بسيجی داشته‌‏اند، هم اكنون آرامش به شهر بازگشته است.
وی تصريح كرد: شب گذشته تحركات بسيار ضعيفی در شهر اتفاق افتاد اما با تلاش مسوولان از هرگونه اخلال جلوگيری به عمل آمد.
شريعتی با انتقاد از تحريك برخی سايت‌‏های بيگانه و عرب‌‏زبان، گفت: رفتارها و اقدامات برخی از سايت‌‏های عربی و بيگانه مناسب نبود و سعی كردند كه با اين موضوع جهت‌‏دار برخورد كنند.
وی افزود: اقدام برخی شبكه‌‏های جهانی عرب‌‏زبان در جهت تفرقه‌‏افكنی ميان مردم و بسيار ناصحيح بود.
شريعتي، انتشار چنين نامه‌‏های جعلی را در جهت ايجاد ياس و نااميدی در ميان مردم و گسترش فاصله بين مردم و مسوولين ارزيابی كرد.
همزمان، دادستان اهواز از تشكيل پرونده برای دستگير شدگان وقايع اخير اين شهر، خبر داد.
اميرخانی به خبرنگار حقوقی خبرگزاری دانشجويان ايران (ايسنا)، گفت: كار تشكيل پرونده برای بيش از صدنفر نفری كه به واسطه‌ی حوادث اخير اهواز دستگير شده‌اند، از صبح امروز با هدف مشخص شدن عاملان اين قضيه آغاز شد.
وی هم‌چنين عنوان كرد: پرونده‌ی دستگير شدگان حوادث اخير اهواز بعد از تشكيل، برای بررسی و تحقيقات در اختيار بازپرس و دادستان قرار مي‌گيرد.

در همين حال، مجمع نمايندگان استان خوزستان در مجلس هفتم نسبت به رسيدگی و اعلام موضع صريح درباره نامه منتشر شده در استان خوزستان به رييس جمهوری تذكر دادند.
جمعی از نمايندگان استان خوزستان در تذكرات متعدد و مكتوب كه توسط غلامعلی حداد عادل قرائت شد، خواستار برخورد و اعلام موضع صريح رييس جمهوری شدند.
حداد عادل در پاسخ به تذكر نمايندگان گفت: اين نامه جعلی است كه تكذيب شده و آن را بايد مصداق يك توطئه دانست، رييس جمهوری نيز دستور رسيدگی به اين موضوع را صادر كرده اند.
اين گزارش می افزايد: هفته گذشته نامه ای در استان خوزستان منتشر شد كه در اين نامه از رييس جمهوری بعنوان رييس شورای عالی امنيت ملی خواسته شده بود تركيب قوميت ها در استانهای مرزی به گونه ای تغيير كند كه عرب ها در اقليت قرار گيرند، اين نامه واكنش بسياری از شهروندان خوزستانی و مسوولان را به دنبال داشته است.
اين نامه با امضای محمدعلی ابطحي، مشاور رييس جمهوری در اين استان منتشر شده بود كه ابطحی بلافاصله آن را تكذيب كرد.
در همين رابطه زنگنه و مولاهويزه در تذكری به وزير كشور خواستار برخورد صريح و قاطع بر هم زنندگان نظم عمومی و شناسايی عوامل سهل انگار در وقوع آن حوادث شدند.
اين نمايندگان همچنين در تذكری به وزير امور خارجه خواستار اخراج خبرنگاران شبكه خبرپراكنی الجزيره كه به اين موضوع در استان خوزستان دامن زده‌‏اند، شدند.

 

 

 

 اكبر اعلمي در مجلس

2 بو سوزلری یازدیم  سه شنبه سی ام فروردین 1384ساهات 12:5   اسلان | 
پدنبال بک مصاحبه با رادیو آزادی در روز 11 فروردین ماه بمناسبت تغییر نام جزایر دریاچه ارومیه آقای فرزاد صمدلی از کار خود دیروز 14 فروردین اخراج شد.نطق اكبر اعلمي در مجلس

2 بو سوزلری یازدیم  سه شنبه سی ام فروردین 1384ساهات 12:2   اسلان | 
نطق اكبر اعلمي در مجلس

2 بو سوزلری یازدیم  سه شنبه سی ام فروردین 1384ساهات 12:0   اسلان | 
محترم قارداشلار

به اطلاع میرسانیم که برای جواب به  آن تعداد از سیاستمداران فارس زبانها یا ان تعداد از همزبانان مان که به خاطر پول یا ریاست علیه هویت وتاریخ زبان ما کار میکنند(تر ک زبانها) و اشکارانه می خواهند تاریخ هفت هزار سالانه مارااز بین ببرند واین تعداد مهاجر که حدوداْ  تاریخ (هزار سالانه) ندارند وهرچه دارند از ما است یا از ما دوزدیدند.وبا این بی هویتشان با استفاده از موقعیت چه الان در دست دارند یعنی بارسیمی کردن زبانشان ونادیده گرفتن تمام زبانهای رایج در ایران واستعمار کردن این تعداد جمعیت(۴۰۰۰۰۰۰۰)ترک زبانها وبه همین خاطر وهزاران......................

ما تر ک زبانها روز۹تیر ماه و۱۰تیر ماه ۱۳۸۴ باتجمع در پارکها یا حضور در قلعه بابک با حضور خبر نگاران خارجی خصو صاْ(بی بی سی )اعتراض مان را نسبت به این رژیم نژاد پرست  نشان بدهیم

جعمی از فعلان تر زبانها   آدرس ما سایت دورنا    یاشسین آذربایجانیلری 

2 بو سوزلری یازدیم  شنبه بیست و هفتم فروردین 1384ساهات 14:4   اسلان | 
اخباری اندر احوالات انتخابات ریاست جمهوری
2 بو سوزلری یازدیم  سه شنبه بیست و سوم فروردین 1384ساهات 23:27   اسلان | 
0. خبری از دادگاه انقلاب آقایان رضا رضامنش و اسماعیل دهقانی از ارومیه وآقای عباس لسانی از اردبیل
2 بو سوزلری یازدیم  سه شنبه بیست و سوم فروردین 1384ساهات 23:24   اسلان | 
اسنادي منتشر نشده از گزارش مستندرسول بشيري مديركل اداره ارشاد آذربايجان شرقي به وزير ارشاد ايران در مورد مراسم قلعه بابک در سال 1382
2 بو سوزلری یازدیم  چهارشنبه هفدهم فروردین 1384ساهات 20:38   اسلان | 
رئیس دانشگاه آزاد اسلامی تبریز به حرامزاده بودن خود اعتراف کرد
2 بو سوزلری یازدیم  چهارشنبه هفدهم فروردین 1384ساهات 20:35   اسلان | 
فاشيزم كيمدير؟كومونيزوم يا ميللت چي حاضيرلايان:زهرا شكري
2 بو سوزلری یازدیم  چهارشنبه هفدهم فروردین 1384ساهات 20:0   اسلان | 
. سول دن ميللت چي اولارمي؟ حاضيرلايان:زهرا شكري
2 بو سوزلری یازدیم  سه شنبه نهم فروردین 1384ساهات 14:46   اسلان | 
اوغوز بايرامين آذربایجان میللتینه قوتلاییب اونلارین یولارینی تیر آیینین (9-10)گونلرینده بابک قالاسین
اوغوز بايرامين آذربایجان میللتینه قوتلاییب اونلارین یولارینی تیر آیینین (9-10)گونلرینده بابک قالاسیندا گوزله ییریک.
2 بو سوزلری یازدیم  سه شنبه نهم فروردین 1384ساهات 14:43   اسلان | 
2 بو سوزلری یازدیم  شنبه ششم فروردین 1384ساهات 22:19   اسلان | 
h